ذبيح الله صفا
683
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
جلال الدين دوانى بكسب دانشهاى معقول همت گماشت و همين آشنايى با شيوهء دو استاد معارض يكديگر « 1 » باعث بود كه بتصريح ملا عبد النبى ، ميرزا شرف « سخنان مير و ملا را بنوعى حاصل كرده كه دانشمندان زمان را در مجلس شريفش به دو سخن نبوده » « 2 » و دانشمندان زمان مانند ابو الحسن بن احمد باوردى معروف به « دانشمند » « 3 » حكيم و دانشمند مشهور بفضل او گواهى دادهاند . دانشهاى شرعى و عقلى در خاندان سادات سيفى ميراثگونهيى بود ، و ميرزا شرف علاوه بر آنها در ادب و دانشهاى ادبى نيز امتياز داشت ؛ در خط و انشاء و شعر و حتى در موسيقى و آواز « فريد زمان خود گرديده جميع اكابر زمان بادراك ملازمتش افتخار مىنمودند » « 4 » و او بروش خواجه عبد الحى منشى « 5 » از صاحبقلمان معروف آن روزگار ، مىنوشت . ميرزا شرف در مدت اشتغال پدرش به كارهاى ديوانى بوى يارى مىداد . امير حسن روملو مىنويسد : « ميرزا شرف ولد قاضى جهان قزوينى وكيل شاه دينپناه ( - شاه تهماسب ) بود ، جامع اقسام علوم و مستجمع انواع فضايل و كمالات بود ، فى الواقع بهر نوع فضيلت و استعدادى كه والد ماجد وى اتصاف داشت او را زياده از آن حيثيات و فضايل بود با ديگر كمالات ، بلكه انشاى او بسيار نسبت به پدر زيادهتر و فطرتش عالىتر افتاده بود ، سليقهاش بشعر بسيار موافق بوده ، در شاعرى و سخنورى يگانهء آفاق . در زمانى كه والد ماجد وى متقلد منصب وزارت بود بنيابت آن حضرت بانتظام مهام جمهور انام انتظام داشت و صاحب رقم بود . . . » « 6 » .
--> ( 1 ) - مقصود اختلافيست كه ميان ملا جلال دوانى از طرفى و صدر الدين محمد دشتكى و پسرش غياث الدين منصور و بويژه اين دومى از طرف ديگر در بحثهاى حكمى و كلامى وجود داشت ، چنان كه در ذيل احوال غياث الدين منصور نوشتهام . ( 2 ) - تذكرهء ميخانه ، ص 152 . ( 3 ) - دربارهء او بنگريد به همين كتاب و همين جلد ، ص 348 . ( 4 ) - تذكرهء ميخانه ، ص 152 . ( 5 ) - حبيب السير ، تهران خيام ، ج 4 ، ص 615 . ( 6 ) - احسن التواريخ ، ص 416 .